شهر قم در نزدیکی ظهور
مهدویت: شهر قم در روایات به عنوان کانون علم و فضل معرفی شده است، به طوری که خداوند قم و اهل آن را درنزدیکی ظهور نمایندگان حجت خدا قرار ميدهد.
به گزارش القائم نيوز به نقل از شبستان: در ميان روايات رسيده از پيامبر و امامان معصوم(ع)، بخش قابل توجهي به پيشگويي وقايع آينده اختصاص دارد. در ميان روايات آينده شناسانه، تأكيد خاصّي بر ويژگيهاي آخرالزّمان و عصر منتهي به ظهور حجّت خدا، امام زمان(ع) مشاهده ميشود. در مقاله حاضر كه از نگاشتههاي استاد فقيد مرحوم محمّد دشتي است، به نقش قم در روايات آخرالزّمان پرداخته شده است.
در تداوم بينش آيندهگرايي معصومان(ع) سخن از شهر قم به ميان ميآيد و نقش آن در زمينهسازي انقلاب جهاني حضرت مهدي(ع) مورد ارزيابي قرار ميگيرد.
امام صادق(ع) ميفرمايد: "به زودي کوفه از مؤمنان خالي ميشود و علم از آن ميگريزد و پنهان ميشود، آنگونه که مار در سوراخش پنهان مي شود، سپس علم در شهري به نام قم ظاهر ميشود و شهر قم کانون علم و فضل شده، چنان دنيا را به حقايق آشنا ميسازد که در روي زمين، مستضعفي در دين باقي نماند. حتي زنها در حجلهها. چنين زماني نزديک ظهور قائم آل محمّد(ص) است.
سپس خداوند قم و اهل او را قائم مقام حجت خدا قرار ميدهد که اگر چنين نشود، زمين بر اهل خودش خراب مي شود و حجتي باقي نميماند. آنگاه علم (علوم اسلامي) از قم به تمام دنيا ميرسد و مشرق و مغرب عالم را فراميگيرد، پس حجّت خدا بر خلق تمام مي شود، زيرا در تمام روي کره زمين کسي باقي نميماند که دين و علم به او ابلاغ نشده باشد و آنگاه امام زمان(ع) ظاهر ميشود".1
آن حضرت در سخن ديگري فرمودند: "خداوند قم و اهلش را در دست مستکبران ضعيف و ناتوان نميگذارد، بلکه آنها را موفّق و پيروز ميکند، ... مصيبت و بلاها از قم و اهل آن دفع ميشود و به زودي زماني فرا رسد که قم و اهل آن حجّت بر همة مردم دنيا شوند و اين در زمان غيبت قائم ما و نزديک ظهور اوست، که اگر چنين نشود، زمين بر اهلش خراب ميشود. فرشتگان خدا همواره بلاها و خطرات را از قم و اهل آن برطرف ميسازند و هيچ ستمگري، قصد نابودي قم را نميکند، مگر آنکه خدا نابودش ميسازد و او را به مشکلات و مصيبتها و درگيريهاي خصمانه با دشمنانش، مشغول ميسازد و خداوند ياد قم و مردمش را از خاطره آنان ميزدايد چنانکه آنان خدا را از ياد بردهاند".2
امام علي(ع) فرمودند: "سلام خدا بر مردم قم و رحمت خدا بر آنان باد، آنان اهل رکوع و سجود و خشوع و نماز و روزهاند. آنان فقيهان، عالمان و هوشمنداناند، آنان ديندار، دوستدار خاندان پيامبر(ص) و اهل عبادتهاي شايستهاند؛ درود خدا و رحمت و برکات او بر آنان باد". امام صادق(ع) نيز فرمودند: "آنگاه که بلاها و دشواريها به شما رسيد، به شهر قم روي آوريد که قم جايگاه امن فرزندان فاطمه(س) است".3 امام صادق(ع) در کلام ديگري فرمود: "بدانيد که شهر قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است".
امام رضا(ع) فرمود: "بهشت را هشت در است که يکي از آن درها از آنِ مردم قم است، خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان".4 امام صادق(ع) فرمود: "خاک قم مقدّس است و مردم آن از ما خاندان پيغمبر(ص) هستند و ما نيز از آنان هستيم، هيچ ستمگري قصد آزار قم نميکند جز آنکه به زودي عقوبت ميشود، مادامي که مردم قم به برادران خود خيانت نکنند. که اگر خيانت را پيشة خود سازند، خداوند جبّاران و ستمگران زشتکار را بر آنان مسلّط ميگرداند، بدانيد که آنان ياران قائم ما و مبلّغان حقّ ما هستند".5
امام موسي بن جعفر(ع) فرمود: "قم خانة آلمحمّد(ص) و جايگاه پيروان آنان است، ليکن گروهي از جوانان آنان به خاطر نافرماني از پدران و مسخره کردن و سبک گرفتن سالخوردگان و بزرگانشان هلاک ميشوند، امّا با وجود اينگونه مسایل، خداوند شر دشمنان را از شهر قم کوتاه ميکند و هر بدي را دور ميسازد".6 امام رضا(ع) فرمود: "اگر مردم قم نباشند دين اسلام از بين ميرود يا کهنه شده و فراموش ميشود".7 امام صادق(ع) فرمود: "قم را به اين جهت قم ناميدند که مردم آن در کنار قائم آل محمّد(ع) گرد ميآيند و در راه او استقامت ميورزند و او را ياري ميکنند".8
چه بايد کرد که قم مرکز اجتماع مؤمنان باشد، خوشگذرانها و بيبند و بارها آنجا را مرکز فساد قرار ندهند و هر کسي قصد اقامت در قم را نکند؟ امام صادق(ع) پاسخ ميدهند که: "با اراده الهي، دين و اهل دين در قم به ظاهر ذليل و خوار قرار گرفتند [هم از نظر سياسي و هم از نظر بهداشتي و بدي آب و هوا] که اگر چنين نبود [و داراي آب و هواي خوش و خرّم بود] مردم از همه جا براي خوشگذاري به آنجا کوچ ميکردند و آنجا را به فساد ميکشيدند، که ديگر قم فاسد شده و به فساد کشيده شده، نميتوانست الگو و حجّت بر ساير نقاط دنيا باشد و اگر قم حجّت بر ساير بلاد نميشد، آسمان و زمين به هم ميريخت و نظام هستي در نابودي دين خدا نابود ميگشت".9
امام صادق(ع) فرمود: "وقتي که بلاها و فتنهها همهجا را فراگيرد، به کوفه و اطراف آن و سپس شهر قم روي بياوريد، که محلّ امن است و خوب جايي است شهر قم، براي کسي که ميترسد از بلاها و قصد زندگي دارد".10
مضمون روايت بالا در روايات متعدّدي نقل شده است. امام صادق(ع) از رسول اکرم(ص) نقل ميکند که فرمود: "سرزميني سبز و نوراني را در دشت کنار کوه که در بهترين رنگ جلوه ميکرد، مشاهده کردم، از جبرئيل پرسيدم، گفت: از آنِ شيعيان وصيّ تو اميرالمؤمنين(ع) است. سپس رسول اکرم(ص) به شيطان که در کنار آن سرزمين نشسته بود نهيب زد: "برخيز اي ملعون و در مال و زنان کساني که از دين خدا برگشتند شرکت کن و شهر قم را رها کن که اهل قم از پيروان من و علي(ع) هستند".11
تحليل روايات مربوط به قم
در روايت شماره يكم، امام صادق(ع) نکات مهمي را مطرح ميفرمايد که در بررسي و تحليل روايت نقش فراواني دارد، مانند: 1. مرکزيّت علم و حوزههاي علميّه، از کوفه و نجف منتقل ميشود و عراق در حوادث ناگوار نميتواند پاسدار حوزههاي علميّه و سنگرهاي ايدئولوژيک باشد. اين حقيقت در حکومت بعثيهاي کافر ديده شد که شيعيان را اخراج کردند و علماي عراق به ديگر بلاد اسلامي متواري شدند و گروهي به زندان و دستهاي تبعيد و ديگران به شهادت رسيدند و حوزه هزار ساله نجف را ويران کردند و مرکزيت علوم اسلامي دستخوش حوادث ناگوار شد.
2. در آينده "آخرالزمان" شهر قم، اين مسئوليت بزرگ را بر عهده ميگيرد و مرکزيت علوم اسلامي در آن تحقق مييابد و پاسدار دين و کانون فضل و علوم اسلامي ميشود. که اين سخن گرانقدر امام صادق(ع) با تأسيس حوزة علمیة قم لباس واقعيت پوشيد.
3. آنگاه که قم مرکز علوم اسلامي شد، طي تحولات حيرتانگيزي [وقوع انقلاب اسلامي و رهبري امام خميني(ره)] علم و دين به دنيا منتشر ميشود و مردم دنيا از زبان اهل قم، علم و دين ميآموزند، آنگونه که در زمين، مستضعف ديني وجود نداشته باشد، يعني همة مردم دنيا اسلام را ميشناسند و روشن است صدور اسلام به همة جهان، در شرايط عادّي ممکن نيست و مقدّماتي را لازم دارد از قبيل:
الف ـ بايد قيامي تحقّق پذيرد و حکومت طاغوت را نابود کند.
ب ـ بايد حکومت اسلامي استقرار يافته، با قدرت و امکانات جهاني، اسلام را به گوش جهانيان برساند.
ج ـ و لازمة صدور و انتشار اسلام اين است که انقلاب اسلامي شکست نخورد و بماند و در برابر خطرات، کودتاها، مشکلات جنگ و درگيريهاي احزاب داخلي مقاومت کند و تداوم يابد.
4. آنگاه امام صادق(ع) به حقيقت ديگري اشاره ميفرمايد که: "تحوّلات و حوادث قم و پيروزي و گسترش اسلام، در نزديکي و هنگامة ظهور امام زمان(ع) صورت ميپذيرد". بدين ترتيب پاسخ بسياري از سؤالات در رابطه با قيامهايي که به شکست ميانجامند، روشن ميگردد و روايات معارض، تحليل و بررسي ميشوند زيرا دستهاي از روايات ميگويند، قبل از قيام امام عصر(ع) هر قيام و انقلابي شکست ميخورد و خروج و قيام شيعيان ما سبب حزن و اندوه ما ميگردد، امّا جز انقلاب اسلامي ايران که از قم آغاز ميشود.
اما دستة ديگر، مانند روايت شمارة يكم ميگويد: قيام و پيروزي ايرانيان نزديك ظهور قائم ما صورت ميگيرد و شکست نميخورد و تداوم مييابد و تا آنكه: "فيوطّئون للمهديّ سلطانه؛ زمينهساز حکومت امام مهدي(ع) ميشوند". "ثمّ يظهر القائم؛ سپس امام زمان(ع) قيام ميکند".
اين دو دسته از روايات تعارضي ندارند، زيرا:
روايات دستة اول عام و کلي است، اعلان ميدارند که قبل از قيام امام زمان(ع)، حرکتها، نهضتها و قيامهايي به وجود ميآيند و شکست ميخورند، که بيان واقعيّت و مربوط به علم غيب امامان معصوم(ع) است. امّا روايات دستة دوم خاص است و ميگويد: "... الّا يک قيام که از قم آغاز ميشود و به طرف قدس ميرود": "ثمّ يتوجّهون الي فلسطين". که نشانههاي آن قيام پيروزهمه، در انقلاب اسلامي ما جمع است.
5. نکتة مهمّ ديگري که در اين روايات قابل توجّه است، «تداوم و صدور انقلاب پيروز» ميباشد که لازمة صدور انقلاب، ويژگيهايي است که رهبر كبير انقلاب اسلامي، امام خميني(ره) مطرح فرمود. [بنابراين انقلاب زمينهساز ظهور]، بايد برقرار و پايدار باشد و در برابر ضربهها و هجومها شکست نخورد تا صادر شود. [در اين مصداق] پيداست كه صدور انقلاب اسلامي با همة وسايل ارتباط جمعي مطرح ميگردد که فرمودند، همة مردم، اسلام و دين خدا را ميشناسند؛ حتّي زنان و عروسان در حجلهها و خانهها.
6. امام صادق(ع) قم را پايگاه اصلي صدور علوم اسلامي به همة جهان معرفي ميفرمايد که مسئلة بسيار مهمّي را در رابطه با آينده به ما ميفهماند مانند:
الف ـ قيام قم، پيروز است (قيامي که در هنگامة ظهور امام زمان(ع) است).
ب ـ مرکزيّت علوم اسلامي و جايگاه اصلي علم و دين، قم خواهد بود.
ج ـ قم در برابر تمام و توطئهها و خطرات [آخرالزّمان]، محفوظ خواهد ماند.
همچنين پس از مطرح کردن نام قم و انتشار علوم اسلامي از قم به دنيا، واژههاي "فيالأرض"، "علي الخلق"، "حتّي لايبقي في الأرض مستضعف" و "سائر البلاد" و "حتّي لايبقي احـدٌ علي الأرض" را آوردهاند که بشارت دهندة تداوم انقلاب و اتّصال آن به انقلاب جهاني حضرت بقيـ[الله الاعظم است.
7. در اين روايت در رابطه با ظهور امام زمان(ع) نيز بحث شد، يعني پس از مطرح کردن انقلاب اسلامي پيروز قم و انتشار علم و دين به همة عالم، بشارت دادند که امام زمان(ع) ظهور ميکند. که اين بشارت را امام خميني(ره) پس از پيروزي انقلاب در مراحل مختلفي بيان فرمودند: از جمله در پيام مهمّ امام به حجّاج بيتالله الحرام آمده بود که: "اين قرن، قرن پيروزي مستضعفين بر مستکبرين است" و در ملاقات ديگري فرمود: "اين انقلاب امانتي است که بايد به دست صاحب اصلياش حضرت امام زمان(ع) برسد".
8. مطلب مهم ديگر، استدلال امام صادق(ع) است که فرمود: "و لو لا ذلک لساخت الأرض بأهلها" زيرا نسبت به آيندة انسان و زمين نظریات گوناگوني مطرح ميشود و تحت عنوان "آيندهگرايي"، طرفداران تفکّر مادي در برابر الهيّون به باورهاي مادّي دل بستهاند و با گسترش سلطه و نفوذ استعماري استعمارگران و دستيابي به اسلحههاي مدرن اتمي و شيميايي و ظهور اختراعات و اکتشافات حيرتآور که در قعر درياها و در اوج آسمانها همه جا حضور دارند، باورشان شده است که:
الف ـ آيندة انسان و زمين در چنگ ابرقدرتهاست.
ب ـ حاکمان زمين و وارثان مطلق العنان انسان و زمين، قدرتهاي استعماري ميباشند.
ج ـ هرگاه که اراده کنند ميتوانند انسان و زمين را نابود کنند.
از جمله، کِنِدي از رؤساي جمهور ايالات متحده ميگفت: "ما آمريکاييها قادريم 7 بار زمين را نابود سازيم و شورويها ميتوانند 8 بار چنين کنند و ما و شورويها ميتوانيم 15 بار زمين را نابود کنيم".12 راسل، بدبينانه به آينده نظر ميدوزد و کتابي مينويسد به نام آيا بشر آيندهاي هم دارد؟ و انيشتين، او که بشر ديوانه را مسلّح به سلاح اتمي نمود در کنفرانسهاي صلح گريه ميکرد و ميگفت: "به زمين فرصت ماندن بدهيد".
امّا در بينش الهي تمام اين باورها، عاري از حقيقت و كذب است؛ زيرا نگهدارنده انسان و زمين و کيهان، خداست: "و يدالله فوق أيديهم؛ قدرت خدا بالاترين قدرتهاست". "والله من ورائهم محيطٌ؛ و خداوند فراتر از قدرت آنان بر آنان غالب است" و خدا وعده داده است که: "إنّ الارض يرثها عبادي الصّالحون؛ همانا زمين را بندگان صالحام به ارث ميبرند". که اگر خدا دخالت نکند و انسان و زمين را به حال خود واگذارد: "لساخت الأرض بأهلها؛ زمين بر سر اهلش خراب مي شود".13
با توجّه به استدلال امام صادق(ع) بايد همواره متوجه امدادهاي الهي بود، خدا را شناخت و حدود دخالت اختيار انسان را در نظام آفرينش درک کرد و دخالت و نظارت هميشگي خدا را فراموش نکرد که اگر به ستمگران مهلت ميدهد، آنها را فراموش نکرده است: "و إنّ ربّک لباالمرصاد؛ خدا در کمينگاه ستمگران است".
9. در روايات مربوط به قم بشارتي نيز وجود دارد، که اگر ستمگري قصد بد و تجاوز به قم کند، دوام نميآورد و زود از بين ميرود.
از اين روايات بشارت موعود را انتظار ميکشيم، زيرا حکومت ننگين شاه (پهلوي دوم) وقتي در شهر قم جنايت کرد و خون بيگناهان را ريخت، دچار بلايا، مصيبتها و مشکلاتي گرديد و خدا او را نابود کرد و در نابودياش تسريع شد و هماکنون که اين عبارات را در لحظات حسّاس مينويسم (12/11/1365) شهر قم حدود 15 روز است زير بمباران حکومت بعثي عراق مقاومت ميکند، [در سالهاي اخير مشاهده كرديم كه چگونه دست قدرت الهي از صدام كه به رهبري قوم عرب ميانديشيد، انتقام گرفت: «الّلهمّ اشغل الظّالمين بالضالمين»].
به گزارش القائم نيوز به نقل از شبستان: در ميان روايات رسيده از پيامبر و امامان معصوم(ع)، بخش قابل توجهي به پيشگويي وقايع آينده اختصاص دارد. در ميان روايات آينده شناسانه، تأكيد خاصّي بر ويژگيهاي آخرالزّمان و عصر منتهي به ظهور حجّت خدا، امام زمان(ع) مشاهده ميشود. در مقاله حاضر كه از نگاشتههاي استاد فقيد مرحوم محمّد دشتي است، به نقش قم در روايات آخرالزّمان پرداخته شده است.
در تداوم بينش آيندهگرايي معصومان(ع) سخن از شهر قم به ميان ميآيد و نقش آن در زمينهسازي انقلاب جهاني حضرت مهدي(ع) مورد ارزيابي قرار ميگيرد.
امام صادق(ع) ميفرمايد: "به زودي کوفه از مؤمنان خالي ميشود و علم از آن ميگريزد و پنهان ميشود، آنگونه که مار در سوراخش پنهان مي شود، سپس علم در شهري به نام قم ظاهر ميشود و شهر قم کانون علم و فضل شده، چنان دنيا را به حقايق آشنا ميسازد که در روي زمين، مستضعفي در دين باقي نماند. حتي زنها در حجلهها. چنين زماني نزديک ظهور قائم آل محمّد(ص) است.
سپس خداوند قم و اهل او را قائم مقام حجت خدا قرار ميدهد که اگر چنين نشود، زمين بر اهل خودش خراب مي شود و حجتي باقي نميماند. آنگاه علم (علوم اسلامي) از قم به تمام دنيا ميرسد و مشرق و مغرب عالم را فراميگيرد، پس حجّت خدا بر خلق تمام مي شود، زيرا در تمام روي کره زمين کسي باقي نميماند که دين و علم به او ابلاغ نشده باشد و آنگاه امام زمان(ع) ظاهر ميشود".1
آن حضرت در سخن ديگري فرمودند: "خداوند قم و اهلش را در دست مستکبران ضعيف و ناتوان نميگذارد، بلکه آنها را موفّق و پيروز ميکند، ... مصيبت و بلاها از قم و اهل آن دفع ميشود و به زودي زماني فرا رسد که قم و اهل آن حجّت بر همة مردم دنيا شوند و اين در زمان غيبت قائم ما و نزديک ظهور اوست، که اگر چنين نشود، زمين بر اهلش خراب ميشود. فرشتگان خدا همواره بلاها و خطرات را از قم و اهل آن برطرف ميسازند و هيچ ستمگري، قصد نابودي قم را نميکند، مگر آنکه خدا نابودش ميسازد و او را به مشکلات و مصيبتها و درگيريهاي خصمانه با دشمنانش، مشغول ميسازد و خداوند ياد قم و مردمش را از خاطره آنان ميزدايد چنانکه آنان خدا را از ياد بردهاند".2
امام علي(ع) فرمودند: "سلام خدا بر مردم قم و رحمت خدا بر آنان باد، آنان اهل رکوع و سجود و خشوع و نماز و روزهاند. آنان فقيهان، عالمان و هوشمنداناند، آنان ديندار، دوستدار خاندان پيامبر(ص) و اهل عبادتهاي شايستهاند؛ درود خدا و رحمت و برکات او بر آنان باد". امام صادق(ع) نيز فرمودند: "آنگاه که بلاها و دشواريها به شما رسيد، به شهر قم روي آوريد که قم جايگاه امن فرزندان فاطمه(س) است".3 امام صادق(ع) در کلام ديگري فرمود: "بدانيد که شهر قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است".
امام رضا(ع) فرمود: "بهشت را هشت در است که يکي از آن درها از آنِ مردم قم است، خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان".4 امام صادق(ع) فرمود: "خاک قم مقدّس است و مردم آن از ما خاندان پيغمبر(ص) هستند و ما نيز از آنان هستيم، هيچ ستمگري قصد آزار قم نميکند جز آنکه به زودي عقوبت ميشود، مادامي که مردم قم به برادران خود خيانت نکنند. که اگر خيانت را پيشة خود سازند، خداوند جبّاران و ستمگران زشتکار را بر آنان مسلّط ميگرداند، بدانيد که آنان ياران قائم ما و مبلّغان حقّ ما هستند".5
امام موسي بن جعفر(ع) فرمود: "قم خانة آلمحمّد(ص) و جايگاه پيروان آنان است، ليکن گروهي از جوانان آنان به خاطر نافرماني از پدران و مسخره کردن و سبک گرفتن سالخوردگان و بزرگانشان هلاک ميشوند، امّا با وجود اينگونه مسایل، خداوند شر دشمنان را از شهر قم کوتاه ميکند و هر بدي را دور ميسازد".6 امام رضا(ع) فرمود: "اگر مردم قم نباشند دين اسلام از بين ميرود يا کهنه شده و فراموش ميشود".7 امام صادق(ع) فرمود: "قم را به اين جهت قم ناميدند که مردم آن در کنار قائم آل محمّد(ع) گرد ميآيند و در راه او استقامت ميورزند و او را ياري ميکنند".8
چه بايد کرد که قم مرکز اجتماع مؤمنان باشد، خوشگذرانها و بيبند و بارها آنجا را مرکز فساد قرار ندهند و هر کسي قصد اقامت در قم را نکند؟ امام صادق(ع) پاسخ ميدهند که: "با اراده الهي، دين و اهل دين در قم به ظاهر ذليل و خوار قرار گرفتند [هم از نظر سياسي و هم از نظر بهداشتي و بدي آب و هوا] که اگر چنين نبود [و داراي آب و هواي خوش و خرّم بود] مردم از همه جا براي خوشگذاري به آنجا کوچ ميکردند و آنجا را به فساد ميکشيدند، که ديگر قم فاسد شده و به فساد کشيده شده، نميتوانست الگو و حجّت بر ساير نقاط دنيا باشد و اگر قم حجّت بر ساير بلاد نميشد، آسمان و زمين به هم ميريخت و نظام هستي در نابودي دين خدا نابود ميگشت".9
امام صادق(ع) فرمود: "وقتي که بلاها و فتنهها همهجا را فراگيرد، به کوفه و اطراف آن و سپس شهر قم روي بياوريد، که محلّ امن است و خوب جايي است شهر قم، براي کسي که ميترسد از بلاها و قصد زندگي دارد".10
مضمون روايت بالا در روايات متعدّدي نقل شده است. امام صادق(ع) از رسول اکرم(ص) نقل ميکند که فرمود: "سرزميني سبز و نوراني را در دشت کنار کوه که در بهترين رنگ جلوه ميکرد، مشاهده کردم، از جبرئيل پرسيدم، گفت: از آنِ شيعيان وصيّ تو اميرالمؤمنين(ع) است. سپس رسول اکرم(ص) به شيطان که در کنار آن سرزمين نشسته بود نهيب زد: "برخيز اي ملعون و در مال و زنان کساني که از دين خدا برگشتند شرکت کن و شهر قم را رها کن که اهل قم از پيروان من و علي(ع) هستند".11
تحليل روايات مربوط به قم
در روايت شماره يكم، امام صادق(ع) نکات مهمي را مطرح ميفرمايد که در بررسي و تحليل روايت نقش فراواني دارد، مانند: 1. مرکزيّت علم و حوزههاي علميّه، از کوفه و نجف منتقل ميشود و عراق در حوادث ناگوار نميتواند پاسدار حوزههاي علميّه و سنگرهاي ايدئولوژيک باشد. اين حقيقت در حکومت بعثيهاي کافر ديده شد که شيعيان را اخراج کردند و علماي عراق به ديگر بلاد اسلامي متواري شدند و گروهي به زندان و دستهاي تبعيد و ديگران به شهادت رسيدند و حوزه هزار ساله نجف را ويران کردند و مرکزيت علوم اسلامي دستخوش حوادث ناگوار شد.
2. در آينده "آخرالزمان" شهر قم، اين مسئوليت بزرگ را بر عهده ميگيرد و مرکزيت علوم اسلامي در آن تحقق مييابد و پاسدار دين و کانون فضل و علوم اسلامي ميشود. که اين سخن گرانقدر امام صادق(ع) با تأسيس حوزة علمیة قم لباس واقعيت پوشيد.
3. آنگاه که قم مرکز علوم اسلامي شد، طي تحولات حيرتانگيزي [وقوع انقلاب اسلامي و رهبري امام خميني(ره)] علم و دين به دنيا منتشر ميشود و مردم دنيا از زبان اهل قم، علم و دين ميآموزند، آنگونه که در زمين، مستضعف ديني وجود نداشته باشد، يعني همة مردم دنيا اسلام را ميشناسند و روشن است صدور اسلام به همة جهان، در شرايط عادّي ممکن نيست و مقدّماتي را لازم دارد از قبيل:
الف ـ بايد قيامي تحقّق پذيرد و حکومت طاغوت را نابود کند.
ب ـ بايد حکومت اسلامي استقرار يافته، با قدرت و امکانات جهاني، اسلام را به گوش جهانيان برساند.
ج ـ و لازمة صدور و انتشار اسلام اين است که انقلاب اسلامي شکست نخورد و بماند و در برابر خطرات، کودتاها، مشکلات جنگ و درگيريهاي احزاب داخلي مقاومت کند و تداوم يابد.
4. آنگاه امام صادق(ع) به حقيقت ديگري اشاره ميفرمايد که: "تحوّلات و حوادث قم و پيروزي و گسترش اسلام، در نزديکي و هنگامة ظهور امام زمان(ع) صورت ميپذيرد". بدين ترتيب پاسخ بسياري از سؤالات در رابطه با قيامهايي که به شکست ميانجامند، روشن ميگردد و روايات معارض، تحليل و بررسي ميشوند زيرا دستهاي از روايات ميگويند، قبل از قيام امام عصر(ع) هر قيام و انقلابي شکست ميخورد و خروج و قيام شيعيان ما سبب حزن و اندوه ما ميگردد، امّا جز انقلاب اسلامي ايران که از قم آغاز ميشود.
اما دستة ديگر، مانند روايت شمارة يكم ميگويد: قيام و پيروزي ايرانيان نزديك ظهور قائم ما صورت ميگيرد و شکست نميخورد و تداوم مييابد و تا آنكه: "فيوطّئون للمهديّ سلطانه؛ زمينهساز حکومت امام مهدي(ع) ميشوند". "ثمّ يظهر القائم؛ سپس امام زمان(ع) قيام ميکند".
اين دو دسته از روايات تعارضي ندارند، زيرا:
روايات دستة اول عام و کلي است، اعلان ميدارند که قبل از قيام امام زمان(ع)، حرکتها، نهضتها و قيامهايي به وجود ميآيند و شکست ميخورند، که بيان واقعيّت و مربوط به علم غيب امامان معصوم(ع) است. امّا روايات دستة دوم خاص است و ميگويد: "... الّا يک قيام که از قم آغاز ميشود و به طرف قدس ميرود": "ثمّ يتوجّهون الي فلسطين". که نشانههاي آن قيام پيروزهمه، در انقلاب اسلامي ما جمع است.
5. نکتة مهمّ ديگري که در اين روايات قابل توجّه است، «تداوم و صدور انقلاب پيروز» ميباشد که لازمة صدور انقلاب، ويژگيهايي است که رهبر كبير انقلاب اسلامي، امام خميني(ره) مطرح فرمود. [بنابراين انقلاب زمينهساز ظهور]، بايد برقرار و پايدار باشد و در برابر ضربهها و هجومها شکست نخورد تا صادر شود. [در اين مصداق] پيداست كه صدور انقلاب اسلامي با همة وسايل ارتباط جمعي مطرح ميگردد که فرمودند، همة مردم، اسلام و دين خدا را ميشناسند؛ حتّي زنان و عروسان در حجلهها و خانهها.
6. امام صادق(ع) قم را پايگاه اصلي صدور علوم اسلامي به همة جهان معرفي ميفرمايد که مسئلة بسيار مهمّي را در رابطه با آينده به ما ميفهماند مانند:
الف ـ قيام قم، پيروز است (قيامي که در هنگامة ظهور امام زمان(ع) است).
ب ـ مرکزيّت علوم اسلامي و جايگاه اصلي علم و دين، قم خواهد بود.
ج ـ قم در برابر تمام و توطئهها و خطرات [آخرالزّمان]، محفوظ خواهد ماند.
همچنين پس از مطرح کردن نام قم و انتشار علوم اسلامي از قم به دنيا، واژههاي "فيالأرض"، "علي الخلق"، "حتّي لايبقي في الأرض مستضعف" و "سائر البلاد" و "حتّي لايبقي احـدٌ علي الأرض" را آوردهاند که بشارت دهندة تداوم انقلاب و اتّصال آن به انقلاب جهاني حضرت بقيـ[الله الاعظم است.
7. در اين روايت در رابطه با ظهور امام زمان(ع) نيز بحث شد، يعني پس از مطرح کردن انقلاب اسلامي پيروز قم و انتشار علم و دين به همة عالم، بشارت دادند که امام زمان(ع) ظهور ميکند. که اين بشارت را امام خميني(ره) پس از پيروزي انقلاب در مراحل مختلفي بيان فرمودند: از جمله در پيام مهمّ امام به حجّاج بيتالله الحرام آمده بود که: "اين قرن، قرن پيروزي مستضعفين بر مستکبرين است" و در ملاقات ديگري فرمود: "اين انقلاب امانتي است که بايد به دست صاحب اصلياش حضرت امام زمان(ع) برسد".
8. مطلب مهم ديگر، استدلال امام صادق(ع) است که فرمود: "و لو لا ذلک لساخت الأرض بأهلها" زيرا نسبت به آيندة انسان و زمين نظریات گوناگوني مطرح ميشود و تحت عنوان "آيندهگرايي"، طرفداران تفکّر مادي در برابر الهيّون به باورهاي مادّي دل بستهاند و با گسترش سلطه و نفوذ استعماري استعمارگران و دستيابي به اسلحههاي مدرن اتمي و شيميايي و ظهور اختراعات و اکتشافات حيرتآور که در قعر درياها و در اوج آسمانها همه جا حضور دارند، باورشان شده است که:
الف ـ آيندة انسان و زمين در چنگ ابرقدرتهاست.
ب ـ حاکمان زمين و وارثان مطلق العنان انسان و زمين، قدرتهاي استعماري ميباشند.
ج ـ هرگاه که اراده کنند ميتوانند انسان و زمين را نابود کنند.
از جمله، کِنِدي از رؤساي جمهور ايالات متحده ميگفت: "ما آمريکاييها قادريم 7 بار زمين را نابود سازيم و شورويها ميتوانند 8 بار چنين کنند و ما و شورويها ميتوانيم 15 بار زمين را نابود کنيم".12 راسل، بدبينانه به آينده نظر ميدوزد و کتابي مينويسد به نام آيا بشر آيندهاي هم دارد؟ و انيشتين، او که بشر ديوانه را مسلّح به سلاح اتمي نمود در کنفرانسهاي صلح گريه ميکرد و ميگفت: "به زمين فرصت ماندن بدهيد".
امّا در بينش الهي تمام اين باورها، عاري از حقيقت و كذب است؛ زيرا نگهدارنده انسان و زمين و کيهان، خداست: "و يدالله فوق أيديهم؛ قدرت خدا بالاترين قدرتهاست". "والله من ورائهم محيطٌ؛ و خداوند فراتر از قدرت آنان بر آنان غالب است" و خدا وعده داده است که: "إنّ الارض يرثها عبادي الصّالحون؛ همانا زمين را بندگان صالحام به ارث ميبرند". که اگر خدا دخالت نکند و انسان و زمين را به حال خود واگذارد: "لساخت الأرض بأهلها؛ زمين بر سر اهلش خراب مي شود".13
با توجّه به استدلال امام صادق(ع) بايد همواره متوجه امدادهاي الهي بود، خدا را شناخت و حدود دخالت اختيار انسان را در نظام آفرينش درک کرد و دخالت و نظارت هميشگي خدا را فراموش نکرد که اگر به ستمگران مهلت ميدهد، آنها را فراموش نکرده است: "و إنّ ربّک لباالمرصاد؛ خدا در کمينگاه ستمگران است".
9. در روايات مربوط به قم بشارتي نيز وجود دارد، که اگر ستمگري قصد بد و تجاوز به قم کند، دوام نميآورد و زود از بين ميرود.
از اين روايات بشارت موعود را انتظار ميکشيم، زيرا حکومت ننگين شاه (پهلوي دوم) وقتي در شهر قم جنايت کرد و خون بيگناهان را ريخت، دچار بلايا، مصيبتها و مشکلاتي گرديد و خدا او را نابود کرد و در نابودياش تسريع شد و هماکنون که اين عبارات را در لحظات حسّاس مينويسم (12/11/1365) شهر قم حدود 15 روز است زير بمباران حکومت بعثي عراق مقاومت ميکند، [در سالهاي اخير مشاهده كرديم كه چگونه دست قدرت الهي از صدام كه به رهبري قوم عرب ميانديشيد، انتقام گرفت: «الّلهمّ اشغل الظّالمين بالضالمين»].
منبع:http://12emamezaman.blogfa.com/
+ نوشته شده در یکشنبه دوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 1:59 توسط منتظر
|
شعار یاوران مهدی(عج) ((یالثارات الحسین)) ندای خون خواهی حسین(ع) است.